تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
اينجا اشاره به «قيامت صغرى» يعنى مرگ است؛ زيرا به هنگام مرگ نيز قسمتى از محاسبه و جزاى اعمال به انسان مىرسد. «١»
ولى ظاهراً آيه فوق ناظر به قيامت كبرى است.
***
آيه بعد، يكى از نشانههاى اعراض و روىگردانى آنها را به اين صورت بيان مىكند: «هر ذكر و يادآورى تازه پروردگار كه به سراغ آنها بيايد، با شوخى، بازى و لعب به آن گوش فرا مىدهند»! «ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ».
هرگز نشده است: در برابر سوره يا آيه، و خلاصه سخن بيداركنندهاى از ناحيه پروردگار، به طور جدى با آن برخورد كنند، ساعتى در آن بينديشند، و حداقل احتمال بدهند: اين سخن در حيات و سرنوشت آنها اثر دارد آنها نه به حساب الهى فكر مىكنند، و نه به هشدارهاى پروردگار.
اصولًا يكى از بدبختىهاى افراد جاهل، متكبر و خودخواه اين است كه هميشه نصائح و اندرزهاى خيرانديشان را به شوخى و بازى مىگيرند، و همين سبب مىشود كه هرگز از خواب غفلت بيدار نشوند، در حالى كه اگر حتى يك بار به صورت جدى با آن برخورد كنند، چه بسا مسير زندگانى آنها در همان لحظه، تغيير پيدا مىكند.
كلمه «ذِكْر» در آيه فوق، اشاره به هر سخن بيداركننده است، و تعبير به «مُحْدَث» (تازه و جديد) اشاره به اين است كه كتب آسمانى، يكى پس از ديگرى نازل مىگردد، و سورههاى قرآن و آيات آن هر كدام محتواى تازه و نوى دارد، كه از طرق مختلف براى نفوذ در دلهاى غافلان وارد مىشود، اما چه سود