تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٣
دارند و ترسى از خدا در دل، يعنى رابطه خود را به كلّى با پروردگار نبريدهاند اگر فرضاً ظلم و ستمى مىكند بر يتيم و بينوا روا نمىدارد، و در عين حال خود را مقصر مىشمرد و در پيشگاه خدا روسياه مىداند بدون شك چنين فردى گنهكار است و مستحق مجازات، اما با كسى كه بىحساب گناه مىكند و هيچ قيد و شرطى براى گناه قائل نيست و گاهى به انجام گناه افتخار مىكند و يا گناه را كوچك مىشمرد، فرق بسيار دارد؛ چرا كه دسته اول ممكن است سرانجام در مقام توبه و جبران برآيند، اما آنها كه در گناه اسراف مىكنند، توبه آنها بسيار بعيد است.
***
٤- «هبوط» چيست؟
«هبوط» در لغت به معنى پائين آمدن اجبارى است، مانند سقوط سنگ از بلندى، و هنگامى كه در مورد انسان به كار رود به معنى پائين رانده شدن به عنوان مجازات است.
با توجه به اين كه آدم عليه السلام براى زندگى در روى زمين آفريده شده بود و بهشت نيز منطقه سرسبز و پر نعمتى از همين جهان بود، هبوط و نزول آدم در اينجا به معنى نزول مقامى است، نه مكانى، يعنى خداوند مقام او را به خاطر ترك اولى، تنزل داد و از آن همه نعمتهاى بهشتى محروم ساخت و گرفتار رنجهاى اين جهان كرد.
قابل توجه اين كه: مخاطب در اينجا به صورت تثنيه ذكر شده (اهْبِطا) يعنى شما هر دو هبوط كنيد، ممكن است منظور آدم عليه السلام و حوا بوده باشد.
و اگر در بعضى ديگر از آيات قرآن «اهبطُوا» به صورت جمع ذكر شده به خاطر آن است كه شيطان هم در اين خطاب شركت داشته چون او هم از بهشت