تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
آرى، عاقبت «آدم پروردگارش را عصيان كرد و از پاداش او محروم ماند» «وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى».
«غَوى» از ماده «غى» به معنى كارى جاهلانه كه از اعتقاد نادرستى سرچشمه مىگيرد گرفته شده، و چون در اينجا آدم به خاطر گمانى كه از گفته شيطان براى او پيدا شده بود، ناآگاهانه از شجره ممنوع خورد، از آن تعبير به «غوى» شده است.
بعضى از مفسران، «غوى» را به معنى جهل و نادانى ناشى از غفلت، بعضى به معنى محروميت، و بعضى به معنى فساد در زندگى گرفتهاند.
به هر حال، «غى» نقطه مقابل «رشد» است، «رشد» آن است كه: انسان از طريقى برود و به مقصد برسد اما «غى» آن است كه از رسيدن به مقصود باز ماند.
***
و از آنجا كه آدم عليه السلام ذاتاً پاك و مؤمن بود، و در طريق رضاى خدا گام برمىداشت، و اين خطا كه بر اثر وسوسه شيطان دامن او را گرفت، جنبه استثنائى داشت، خداوند او را از رحمت خود براى هميشه دور نساخت، بلكه «بعد از اين ماجرا پروردگارش او را برگزيد و توبهاش را پذيرا شد و هدايتش كرد» «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى».
***
نكته:
آيا آدم عليه السلام مرتكب معصيتى شد؟
گر چه عصيان در عرف امروز، معمولًا به معنى گناه مىآيد ولى در لغت به معنى خارج شدن از اطاعت و فرمان است (اعم از اين كه اين فرمان، يك فرمان