تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠
آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى».
روشن است كه «جنّت» در اينجا به معنى بهشت جاويدان سراى ديگر نيست كه آن يك نقطه تكاملى است و بيرون آمدن و بازگشت به عقب در آن امكان ندارد.
اين جنت باغى بوده است داراى همه چيز از باغهاى اين جهان كه به لطف پروردگار ناراحتى در آن وجود نداشته، و لذا خداوند به آدم اخطار مىكند: اگر از اين نقطه امن و امان بيرون بروى به دردسر خواهى افتاد.
«تَشْقى» از ماده «شقاوت» و يكى از معانى شقاوت درد و رنج است.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه: چرا خداوند نخست روى سخن را به هر دو يعنى آدم و حوا كرده و فرمود: فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ: «شيطان شما دو نفر را از بهشت بيرون نكند» ولى نتيجه بيرون آمدن را به صورت مفرد در مورد آدم گفته، مىگويد: فَتَشْقى: «تو اى آدم به درد و رنج خواهى افتاد».
اين اختلاف تعبير، ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه درد و رنجها در درجه اول متوجه آدم عليه السلام بود و حتى او وظيفه داشت مشكلات همسرش حوا را نيز به دوش كشد، و چنين بوده مسئوليت مردان از همان آغاز كار!
يا اين كه: چون عهد و پيمان از آغاز متوجه آدم عليه السلام بوده، نقطه پايان نيز متوجه او شده است.
***
پس از آن خداوند آسايش بهشت، درد و رنج محيط بيرون آن را براى آدم چنين شرح مىدهد: «تو در اينجا گرسنه نخواهى شد و برهنه نمىشوى» «إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لاتَعْرى».
***