تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧
١١٨- (اما تو در بهشت راحت هستى! و مزيّتش) براى تو اين است كه در آن گرسنه و برهنه نخواهى شد؛
١١٩- و در آن تشنه نمىشوى؛ و حرارت آفتاب آزارت نمىدهد»!
١٢٠- ولى شيطان او را وسوسه كرد و گفت: «اى آدم! آيا مىخواهى تو را به درخت زندگى جاويد، و ملكى بىزوال راهنمائى كنم»؟!
١٢١- سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتيشان فرو ريخت،) و عورتشان آشكار گشت و براى پوشاندن خود از برگهاى (درختان) بهشتى جامه دوختند! (آرى) آدم پروردگارش را نافرمانى كرد، و (از پاداش او) محروم شد!
١٢٢- سپس پروردگارش او را برگزيد، و توبهاش را پذيرفت، و هدايتش نمود.
تفسير:
آدم و فريبكارى شيطان
قسمت عمده اين سوره، بيان سرگذشت موسى عليه السلام، و بنى اسرائيل و مبارزه آنها با فرعون و فرعونيان بود ولى آيات مورد بحث و آيات بعد، سخن از داستان آدم و حوا و مبارزه و دشمنى ابليس با آنان مىگويد.
شايد اشاره به اين نكته باشد كه مبارزه حق و باطل، منحصر به امروز و ديروز و موسى عليه السلام و فرعون نيست، از آغاز آفرينش آدم بوده و همچنان ادامه دارد.
گر چه سرگذشت آدم و ابليس بارها در قرآن آمده است، ولى در هر مورد آميخته با نكتههاى تازهاى است، در اينجا نخست از پيمان آدم با خدا سخن مىگويد، مىفرمايد: «ما از آدم قبلًا، عهد و پيمان گرفته بوديم ولى او فراموش كرد و بر سر پيمانش محكم نايستاد»! «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ