تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣
كاملًا تنظيم شده باشد و تمام مسائل محاسبه گردد، سپس بدون فوت وقت پياده شود ولى عجله، آن است كه هنوز برنامه كاملًا بررسى نشده، و نياز به تكميل و دقت دارد.
به همين دليل، سرعت، مطلوب است و عجله و شتاب، نامطلوب.
البته در تفسير اين جمله، احتمالات ديگرى نيز گفتهاند، از جمله اين كه:
گاهى به هنگام دير شدن وحى، پيامبر صلى الله عليه و آله بىتابى مىكرد، آيه به او تعليم مىدهد بىتابى مكن، ما به موقع خود آنچه لازم باشد بر تو وحى مىكنيم.
بعضى گفتهاند: چون آيات قرآن مجيد يك بار به صورت جمعى در شب قدر بر قلب پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، و يك بار هم به طور تدريجى در مدت ٢٣ سال، لذا پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام نزول تدريجى آيات، گاه بر جبرئيل پيشقدم مىشد، قرآن دستور مىدهد: در اين كار عجله مكن، بگذار نزول تدريجى هر كدام به موقع خود، انجام گيرد.
ولى تفسير نخست نزديكتر به نظر مىرسد.
***
٢- در علم افزونطلب باش
از آنجا كه نهى از عجله به هنگام دريافت وحى، ممكن است اين توهم را ايجاد كند كه از كسب علم بيشتر، نهى شده، بلافاصله با جمله: قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً: «بگو پروردگارا علم مرا زياد كن» جلو اين پندار گرفته شده است، يعنى شتابزدگى درست نيست، ولى تلاش براى افزايش علم لازم است.
بعضى از مفسران نيز گفتهاند: در جمله اول به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داده شده:
در فهم همه جانبه آيات پيش از تبيين آن در آيات ديگر عجله نكند. و در جمله دوم دستور داده شده: از خدا، آگاهى بيشتر نسبت به ابعاد مختلف آيات قرآن