تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢
مانند: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ* إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ* فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ: «زبانت را به خاطر عجله به هنگام دريافت وحى حركت مده* بر ما است كه آن را در سينه تو جمع كنيم تا بتوانى آن را تلاوت نمائى* سپس هنگامى كه ما آن را بر تو خوانديم از تلاوت آن پيروى كن». «١»
***
نكتهها:
١- حتى در گرفتن وحى عجله مكن
جملههاى اخير درسهاى آموزندهاى در برداشت، از جمله، نهى از عجله به هنگام دريافت وحى.
بسيار ديده شده افرادى به هنگام شنيدن سخن يك گوينده، هنوز مطلب تمام نشده، به تكرار يا تكميل آن مىپردازند، اين امر، گاهى ريشه كم صبرى دارد، گاهى غرور و اظهار وجود، و گاهى نيز عشق و علاقه زياد به دريافت مطلب و يا انجام مأموريتى انسان را بر اين كار وادار مىكند كه در اين صورت انگيزه مقدسى دارد.
ولى، نفس عمل، يعنى «عجله كردن» غالباً ايجاد مشكلات مىكند، به همين دليل در آيات فوق از اين كار نهى شده، هر چند به منظور صحيحى باشد، اصولًا كارهائى كه شتابزده انجام مىگيرد، خالى از عيب و نقص نخواهد بود، قطعاً كار پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر داشتن مقام عصمت از خطا و اشتباه مصون بود، اما او بايد در همه چيز، سرمشق و الگوى مردم باشد تا مردم حساب كنند، جائى كه براى دريافت وحى نبايد شتابزدگى به خرج داد، تكليف بقيه كارها روشن است.
البته «عجله» را با «سرعت» نبايد اشتباه كرد: سرعت، آن است كه برنامه،