تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠
تعبير به «كَذلِكَ» در واقع، اشاره به مطالبى است كه قبل از اين آيه، بيان شده است، و درست به اين مىماند كه: انسان مطالب بيداركننده و عبرتانگيزى براى ديگرى بگويد، و بعد اضافه كند: اين چنين بايد پند داد، (بنابراين نياز به تفسيرهاى ديگرى كه بعضى از مفسران در اينجا گفتهاند و از معنى آيه دور است نداريم).
كلمه «عَرَبِى» گر چه به معنى زبان عربى است، ولى در اينجا از دو نظر به فصاحت و بلاغت و رسا بودن مفاهيم قرآن اشاره دارد:
نخست اين كه: اصولًا زبان عربى- به تصديق زبانشناسان جهان- يكى از رساترين لغات، و ادبيات آن از قوىترين ادبيات است.
ديگر اين كه: جمله «صَرَّفْنا» اشاره به بيانات مختلفى است كه قرآن از يك واقعيت دارد، مثلًا مسأله وعيد و مجازات مجرمان را، گاهى در لباس بيان سرگذشت امتهاى پيشين، گاهى به صورت خطاب به حاضران، گاهى در شكل ترسيم حال آنها در صحنه قيامت و گاه به لباسهاى ديگر بيان مىكند.
تفاوت جمله «لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» با جمله «يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً» ممكن است از اين نظر باشد كه: در جمله نخست مىگويد: هدف، پيدايش تقوا به صورت كامل است، و در جمله دوم هدف آن است كه اگر تقواى كامل حاصل نشود، لااقل بيدارى و آگاهى حاصل گردد كه تا حدودى او را محدود كند و در آينده سرچشمه حركت و جنبش شود.
اين احتمال، نيز وجود دارد كه: جمله اول، اشاره به تحقق تقوا براى ناپرهيزگاران و دوم اشاره به تذكر و يادآورى براى پرهيزگاران است، چنان كه در آيه ٢ سوره «انفال» مىخوانيم:
إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً: «وقتى كه آيات قرآن بر مؤمنان خوانده