تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦
و در پايان آيه، اضافه مىكند: «مأيوس و نوميد از ثواب الهى كسانى هستند كه بار ظلم و ستم بر دوش كشيدند» «وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً».
گوئى ظلم و ستم همچون بار عظيمى است كه بر دوش انسان سنگينى مىكند و از پيشرفت او به سوى نعمتهاى جاويدان الهى بازمىدارد، ظالمان و ستمگران چه آنها كه بر خويش ستم كردند، يا بر ديگران، از اين كه در آن روز، با چشم خود مىبينند، سبكباران به سوى بهشت مىروند، اما آنها زير بار سنگين ظلم در كنار جهنم زانو زدهاند، نوميدانه به آنها نگاه مىكنند و حسرت مىبرند!.
***
و از اين نگاه كه روش قرآن غالباً بيان تطبيقى مسائل است بعد از ذكر سرنوشت ظالمان و مجرمان در آن روز، به بيان حال مؤمنان پرداخته، مىگويد:
«اما كسانى كه اعمال صالحى انجام دهند، در حالى كه ايمان دارند، آنها نه از ظلم و ستمى مىترسند و نه از نقصان حقشان» «وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلايَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً». «١»
تعبير به «مِنَ الصَّالِحاتِ» اشاره به اين است كه: اگر نتوانند همه اعمال صالح را انجام دهند، لااقل بخشى از آن را به جا مىآورند؛ چرا كه ايمان بدون عمل صالح، درختى است بىميوه همان گونه كه عمل صالح بدون ايمان، درختى است بىريشه كه ممكن است چند روزى سر پا بماند اما سرانجام مىخشكد، به همين دليل، بعد از ذكر عمل صالح، قيد «وَ هُوَ مُؤْمِنٌ»، آمده است.
اصولًا «عمل صالح» نمىتواند بدون ايمان، وجود پيدا كند، و اگر هم گاهى افراد بىايمان، اعمال نيكى انجام دهند بدون شك، محدود و ضعيف و استثنائى خواهد بود، و به تعبير ديگر براى اين كه عمل صالح به طور مستمر، ريشهدار و عميق انجام گيرد، بايد از عقيده پاك و اعتقاد صحيحى سيراب گردد.
***