تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤
در سر حدّ امكان است.
گر چه بحث شفاعت را به طور مشروح در جلد اول، ذيل آيات ٤٧ و ٤٨ سوره «بقره» و جلد دوم، ذيل آيه ٢٥٥ سوره «بقره» آوردهايم با اين حال بد نيست در اينجا داستان جالبى را بر آن بيفزائيم.
عالم ربانى مرحوم «ياسرى» از علماى محترم تهران چنين نقل مىكرد، شاعرى به نام «حاجب» كه در مسأله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده بود شعرى به اين مضمون مىسرايد:
حاجب اگر معامله حشر با على است من ضامنم كه هر چه بخواهى گناه كن!!
شب هنگام امير مؤمنان على عليه السلام را در خواب مىبيند در حالى كه عصبانى و خشمگين بوده، مىفرمايد: شعر خوبى نگفتى!
عرض مىكند: چه بگويم؟
مىفرمايد: شعرت را اين چنين اصلاح كن:
حاجب اگر معامله حشر با على است شرم از رخ على كن و كمتر گناه كن!
***
و از اين لحاظ كه حضور مردم در صحنه قيامت براى حساب و جزاء، نياز به آگاهى خداوند از اعمال و رفتار آنها دارد، در آيه بعد، چنين اضافه مىكند:
«خداوند آنچه را كه آنها در پيش دارند و آنچه را در دنيا پشت سر گذاشتهاند، همه را مىداند، و از تمام افعال، سخنان و نيّات آنها در گذشته و پاداش و كيفرى را كه در آينده در پيش دارند، از همه با خبر است، ولى آنها احاطه علمى به