تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣
اعمال و يا هر دو.
***
از آنجا كه ممكن است بعضى گرفتار اين اشتباه شوند كه: ممكن است غرق گناه باشند و به وسيله شفيعانى شفاعت شوند، بلافاصله اضافه مىكند: در آن روز شفاعت هيچ كس سودى نمىدهد مگر كسانى كه خداوند رحمان به آنها اجازه شفاعت داده، و از گفتار آنها در اين زمينه راضى است» «يَوْمَئِذٍ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا».
اشاره به اين كه: شفاعت در آنجا بىحساب نيست، بلكه برنامه دقيقى دارد هم در مورد شفاعت كننده، و هم در مورد شفاعت شونده، و تا استحقاق و شايستگى در افراد براى شفاعت شدن وجود نداشته باشد، شفاعت معنى ندارد.
حقيقت اين است كه: گروهى پندارهاى غلطى از شفاعت دارند و آن را بى شباهت به پارتىبازىهاى دنيا نمىدانند، در حالى كه شفاعت از نظر منطق اسلام يك كلاس عالى تربيت است، درسى است براى آنها كه راه حق را با پاى تلاش و كوشش مىپيمايند، و احياناً گرفتار كمبودها و لغزشها مىشوند، اين لغزشها ممكن است گرد و غبار يأس و نوميدى بر دلهاشان بپاشد.
در اينجا است كه شفاعت به عنوان يك نيروى محرّك، به سراغ آنها مىآيد و مىگويد: مأيوس نشويد، راه حق را همچنان ادامه دهيد و دست از تلاش و كوشش در اين راه برنداريد، و اگر لغزشى از شما سر زده است شفيعانى هستند كه به اجازه خداوند رحمان كه رحمت عامش همگان را فرا گرفته، از شما شفاعت مىكنند.
شفاعت، دعوت به تنبلى، يا فرار از زير بار مسئوليت، و يا چراغ سبز در برابر ارتكاب گناه نيست، شفاعت دعوت به استقامت در راه حق و تقليل گناه