تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢
«در اين هنگام دعوتكننده الهى، مردم را به حيات و جمع در محشر و حساب دعوت مىكند، و همگى بىكم و كاست، دعوت او را لبيك مىگويند و از او پيروى مىنمايند» «يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لاعِوَجَ لَهُ».
آيا اين دعوت كننده «اسرافيل» است يا فرشته ديگرى از فرشتگان بزرگ خدا؟
در قرآن دقيقاً مشخص نشده است، ولى هر كس كه باشد آن چنان فرمانش نافذ است كه هيچ كس قدرت تخلف از آن را ندارد.
جمله: لاعِوَجَ لَهُ: «هيچ انحراف و كجى ندارد» ممكن است توصيف براى دعوت اين دعوتكننده بوده باشد و يا توصيفى براى پيروى كردن دعوت شدگان و يا هر دو.
جالب توجه اين كه همان گونه كه سطح زمين آن چنان صاف و مستوى مىشود كه كمترين اعوجاجى در آن نيست، فرمان الهى و دعوتكننده او نيز آن چنان صاف و مستقيم، و پيروى از او آن چنان مشخص است كه هيچ انحراف و كجى در آن نيز راه ندارد.
«در اين موقع اصوات در برابر عظمت پروردگار رحمان خاضع مىگردد و جز صداى آهسته، چيزى نمىشنوى» «وَ خَشَعَتِ الْا صْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلاتَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً». «١»
اين خاموشى صداها يا به خاطر سيطره عظمت الهى بر عرصه محشر است كه همگان در برابرش خضوع مىكنند، و يا از ترس حساب و كتاب و نتيجه