تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠
به او اجازه داده، و به گفتار او راضى است.
١١٠- آنچه را پيش رو دارند، و آنچه را (در دنيا) پشت سر گذاشتهاند مىداند؛ ولى آنها به (علم) او احاطه ندارند!
١١١- و (در آن روز) همه چهرهها در برابر خداوند حىّ قيّوم، خاضع مىشود؛ و مأيوس است آن كه بار ستمى بر دوش دارد!
١١٢- (اما) آن كس كه كارهاى شايسته انجام دهد، در حالى كه مؤمن باشد، نه از ظلمى مىترسد، و نه از نقصان حقّش.
تفسير:
صحنه هولانگيز قيامت
از آنجا كه در آيات گذشته، سخن از حوادث مربوط به پايان دنيا و آغاز قيامت بود، آيات مورد بحث، نيز همين مسأله را پيگيرى مىكند.
از نخستين آيه چنين برمىآيد كه: مردم از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره سرنوشت كوهها به هنگام پايان گرفتن دنيا سؤال كرده بودند، شايد از اين جهت كه باور نمىكردند، موجودات با عظمتى كه ريشههاى آنها در اعماق زمين فرو رفته و سر به آسمان كشيده، قابل تزلزل بوده باشد، و اگر بخواهد از جا كنده شود كدام باد و طوفان چنين قدرتى را دارد؟
لذا مىگويد: «از تو درباره كوهها سؤال مىكنند» «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ».
در پاسخ: «بگو پروردگار من آنها را از هم متلاشى و تبديل به سنگريزه كرده، سپس بر باد مىدهد»! «فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً». «١»