تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٣
تفسير:
بدترين بارى كه بر دوش مىكشند!
با اين كه در آيات گذشته- كه پيرامون تاريخ پر ماجراى موسى عليه السلام و بنىاسرائيل و فرعونيان و سامرى سخن مىگفت- بحثهاى گوناگونى به تناسب، در لابلاى آيات بيان شد، در عين حال، پس از پايان گرفتن اين بحثها يك نتيجهگيرى كلّى نيز قرآن روى آن مىنمايد و مىگويد: «اين چنين اخبار گذشته را براى تو (يكى بعد از ديگرى) بازگو مىكنيم» «كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ».
آنگاه اضافه مىكند: «ما از ناحيه خود قرآنى به تو داديم» «وَ قَدْ آتَيْناكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْراً».
قرآنى كه مملوّ است از درسهاى عبرت، دلائل عقلى، اخبار آموزنده گذشتگان و مسائل بيداركننده آيندگان.
اصولًا قسمت مهمى از قرآن مجيد، بيان سرگذشت پيشينيان است ذكر اين همه تاريخ گذشتگان در قرآن كه يك كتاب انسانساز است بىدليل نيست، دليلش بهرهگيرى از جنبههاى مختلف تاريخ آنها، عوامل پيروزى و شكست، اسباب سعادت و بدبختى و استفاده از تجربيات فراوانى است كه در لابلاى صفحات تاريخ آنها نهفته شده است.
به طور كلّى، از مطمئنترين علوم، علوم تجربى است كه در آزمايشگاه به تجربه گذارده مىشود، و نتائج عينى آن مشهود مىگردد.
تاريخ، آزمايشگاه بزرگ زندگى انسانها است و در اين آزمايشگاه سربلندى و شكست اقوام، كاميابى و ناكامىها، خوشبختىها و بدبختىها همه، و همه به آزمايش گذارده شده است و نتايج عينى آن در برابر چشم ما قرار دارد.