تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
تبليغاتى است كه حسن بصرى بر ضد جنگ جمل داشت). «١»
از اين حديث، چنين استفاده مىشود سامرى نيز مرد منافقى بوده است كه با استفاده از پارهاى مطالب حق به جانب، كوشش براى منحرف ساختن مردم داشته است و اين معنى با تفسير دوم مناسبتر مىباشد.
***
روشن است پاسخ و عذر سامرى در برابر سؤال موسى عليه السلام به هيچ وجه قابل قبول نبود، لذا موسى فرمان محكوميت او را در اين دادگاه صادر كرد و سه دستور درباره او و گوسالهاش داد:
نخست به او گفت: «بايد از ميان مردم دور شوى با كسى تماس نگيرى، و بهره تو در باقىمانده عمرت اين است كه: هر كس به تو نزديك مىشود خواهى گفت: با من تماس نگير»! «قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ».
و به اين ترتيب، با يك فرمان قاطع، «سامرى» را از جامعه طرد كرد و او را به انزواى مطلق كشانيد.
بعضى از مفسران گفتهاند: جمله «لا مِساسَ» اشاره به يكى از قوانين جزائى شريعت موسى عليه السلام است درباره بعضى از افراد كه گناه سنگينى داشتند، چنين فردى به منزله موجودى كه از هر نظر پليد و نجس و ناپاك بود، درمىآمد، احدى با او تماس نمىگرفت و او هم حق نداشت با كسى تماس بگيرد. «٢»
سامرى بعد از اين ماجرا ناچار شد از ميان بنى اسرائيل، شهر و ديار بيرون رود، و در بيابانها متوارى گردد، و اين است جزاى انسان جاهطلبى كه با