تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣
حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى». «١»
خلاصه، دو پا را در يك كفش كردند، و گفتند: مطلب همين است و غير اين نيست، بايد برنامه گوسالهپرستى، همچنان ادامه يابد تا موسى برگردد، و از او داورى بطلبيم:
اى بسا خود او هم همراه ما در برابر گوساله سجده كند!! بنابراين خودت را زياد خسته مكن، و دست از سر ما بردار!
و به اين ترتيب، هم فرمان مسلّم عقل را زير پا گذاشتند، و هم فرمان جانشين رهبرشان را.
ولى به طورى كه مفسران نوشتهاند- و قاعده نيز چنين اقتضا مىكند- هنگامى كه هارون عليه السلام رسالت خود را در اين مبارزه انجام داد، و اكثريت پذيرا نشدند، به اتفاق اقليتى كه تابع او بودند، از آنها جدا شد، و دورى گزيد، مبادا! اختلاط آنها با يكديگر دليلى بر امضاى برنامههاى انحرافيشان گردد.
عجيب اين كه: بعضى از مفسران، نقل كردهاند: اين دگرگونىهاى انحرافى در بنى اسرائيل، تنها در چند روز كوتاه واقع شد، هنگامى كه ٣٥ روز از رفتن موسى عليه السلام به ميعادگاه گذشت، سامرى، دست به كار شد، و از بنى اسرائيل خواست تا تمام زيورآلاتى را كه از فرعونيان به عاريت گرفته بودند، و بعد از داستان غرق آنها، با خود داشتند، جمع كنند، در روز سى و ششم، سى و هفتم و سى و هشتم همه آنها را در بوته ريخت، آب كرد و مجسمه گوساله را ساخت، و در روز سى و نهم آنها را به پرستش آن دعوت كرد، و گروه عظيمى (طبق پارهاى