تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩
بايستيد و كمترين انحرافى از آن پيدا نكنيد، اما شما گويا همه سخنان مرا در غياب من فراموش كرديد، و از اطاعت فرمان برادرم هارون عليه السلام نيز سرپيچى كرديد.
***
بنى اسرائيل، كه خود را در برابر اعتراض شديد موسى عليه السلام ديدند و متوجه شدند به راستى كار بسيار بدى انجام دادهاند، در مقام عذرتراشى برآمده «گفتند:
ما وعده تو را به ميل و اراده خود تخلف نكرديم» «قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا». «١»
در واقع اين ما نبوديم كه به اراده خود گرايش به گوسالهپرستى پيدا كرديم «لكن مبالغى از زينتآلات فرعونيان به همراه ما بود كه ما آنها را از خود دور ساختيم، و سامرى نيز آن را افكند» «وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْناها فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ».
در اين كه: بنى اسرائيل چه كردند؟ و سامرى چه كرد؟ و جملههاى آيات فوق دقيقاً چه معنى دارد؟ مفسران بحثهائى دارند كه در مجموع فرق زيادى از نظر نتيجه ندارد.
بعضى گفتهاند: «قَذَفْناها» يعنى ما زينتآلاتى را كه قبل از حركت از مصر از فرعونيان گرفته بوديم، در آتش افكنديم، سامرى هم آنچه داشت نيز در آتش افكند تا ذوب شد و از آن گوساله ساخت.