تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦
و سوم اين كه: قلمرو حكومت و فعاليت تو همين چهار روز دنيا است.
***
سپس افزودند: «اگر مىبينى ما به پروردگارمان ايمان آوردهايم براى آن است كه گناهان ما را ببخشد» (ما با سحر و ساحرى مرتكب گناهان بسيارى شدهايم) «إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا».
و همچنين «ما را در برابر اين گناه بزرگ كه تو بر ما تحميل كردى (سحر در برابر پيامبر خدا) مشمول رحمتش گرداند و خدا از همه چيز بهتر و باقىتر است» «وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى».
خلاصه اين كه: هدف ما پاك شدن از گناهان گذشته، از جمله مبارزه با پيامبر راستين خدا است، ما از اين طريق مىخواهيم، به سعادت جاويدان برسيم، ولى تو ما را تهديد به مرگ اين دنيا مىكنى، ما اين ضرر كم را در مقابل آن خير عظيم پذيرا هستيم!.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اين كه: ظاهراً ساحران با ميل خودشان به اين ميدان گام نهادند، هر چند فرعون وعدههاى فراوانى به آنها داده بود، چگونه در آيه فوق تعبير به «اكراه» شده است؟
در پاسخ مىگوئيم: هيچ دليلى در دست نيست كه ساحران از آغاز مجبور به پذيرش اين دعوت نبودند، بلكه ظاهر جمله: يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ: «مأموران بايد بروند و هر ساحر آگاهى را بياورند» «١» اين است كه ساحران آگاه، ملزم به پذيرش بودند، و البته در شرائط حكومت استبدادى و خودكامه فرعونى نيز، اين معنى كاملًا طبيعى به نظر مىرسد كه: در مسير منويات او، افراد را به اجبار حركت دهند، و اما قرار دادن جايزه و امثال آن، براى تشويق آنها هيچ منافاتى با