تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩
در حالى كه پيامبران چون از قدرت لا يزال خدا كمك مىگرفتند، قادر به انجام هر گونه خارق عادتى بودند، در زمين و آسمان و از هر نوع و هر قبيل.
ساحر، هرگز نمىتواند خارق عادت را طبق پيشنهاد مردم انجام دهد، مگر اين كه: تصادفاً با كار او تطبيق كند (هر چند گاهى دوستان ناشناخته خود را تعليم مىدهند كه از وسط جمعيت برخيزند و پيشنهادهائى كه قبلًا تعيين شده به صورت ابتدائى مطرح كنند).
ولى، پيامبران بارها و بارها معجزات مهمى را كه مردم حقطلب، به عنوان سند نبوت مىخواستند انجام مىدادند، همان گونه كه در همين سرگذشت موسى عليه السلام نيز مشاهده خواهيم كرد.
از اين گذشته، سحر چون يك كار انحرافى است و يك نوع خدعه و نيرنگ، طبعاً روحياتى هماهنگ آن مىخواهد، و ساحران بدون استثناء، افرادى متقلب و خدعهگرند، كه از مطالعه و بررسى روحيات و اعمالشان خيلى زود مىتوان آنها را شناخت، در حالى كه اخلاص، پاكى و درستى انبياء، سندى است كه با اعجاز آنها آميخته و اثر آن را مضاعف مىكند (دقت كنيد).
و شايد روى اين جهات است كه آيات فوق مىگويد: وَ لايُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى: «ساحر هر كجا باشد و در هر شرائط و هر زمان رستگار نمىشود»، و به قول معروف به زودى پتهاش روى آب خواهد افتاد؛ چرا كه نيرويش محدود است و افكار و صفاتش انحرافى.
اين موضوع، مخصوص ساحرانى نيست كه به مبارزه با انبياء برخاستند بلكه درباره ساحران به طور كلّى صادق است كه آنها زود شناخته مىشوند و به پيروزى نمىرسند.
***