تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤
نيز ممكن است اشاره به همين معنى باشد).
به هر حال، صحنه بسيار عجيبى بود، ساحران كه هم تعدادشان زياد بود و هم آگاهيشان در اين فن، و طرز استفاده از خواص مرموز فيزيكى و شيميائى اجسام و مانند آن را به خوبى مىدانستند، توانستند آن چنان در افكار حاضران نفوذ كنند كه اين باور براى آنها پيدا شود كه اين همه موجودات بىجان، جان گرفتند.
غريو شادى از فرعونيان برخاست، گروهى از ترس و وحشت فرياد زده، خود را عقب مىكشيدند!.
***
«در اين هنگام موسى احساس ترس خفيفى در دل كرد» «فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى».
«أَوْجَسَ» از ماده «ايجاس» در اصل از «وجس» (بر وزن حبس) به معنى صداى پنهان گرفته شده است، بنابراين «ايجاس» به معنى يك احساس پنهانى و درونى است، و اين تعبير نشان مىدهد كه ترس درونى موسى عليه السلام، سطحى و خفيف بود تازه آن هم به خاطر اين نبود كه براى صحنه رعبانگيزى كه بر اثر سحر ساحران به وجود آمده بود اهميتى قائل شده باشد.
بلكه از اين بيم داشت كه نكند مردم تحت تأثير اين صحنه واقع شوند، آن چنان كه بازگرداندن آنها آسان نباشد.
و يا پيش از آن كه موسى عليه السلام مجال نشان دادن معجزه خود را داشته باشد جمعى صحنه را ترك گويند، يا از صحنه بيرونشان كنند و حق آشكار نگردد.
چنان كه در خطبه ٤ «نهج البلاغه» مىخوانيم: لَمْيُوجِسْ مُوسى خِيفَةً عَلى نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلالِ: «موسى عليه السلام هرگز به خاطر