تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣
بودند، يك باره به ميان ميدان افكندند، و اگر روايتى را كه مىگويد: آنها هزاران نفر بودند بپذيريم، مفهومش اين مىشود كه: در يك لحظه هزاران عصا و طناب كه مواد مخصوصى در درون آنها ذخيره شده بود، به وسط ميدان ريخته شد و ترس و هيجانى بر پا نمود.
«ناگهان طنابها و عصاهايشان به خاطر سحر آنها، چنان به نظر مىرسيد كه دارند حركت مىكنند»! «فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى».
آرى، به صورت مارهائى كوچك و بزرگ، رنگارنگ در اشكال مختلف به جنب و جوش درآمدند، آيات ديگر قرآن در اين زمينه مىگويد «آنها چشم مردم را سحر كردند، آنها را در وحشت فرو بردند و سحر عظيمى به وجود آوردند» (سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ). «١»
و به تعبير آيه ٤٤ سوره «شعراء»، «ساحران صدا زدند كه به عزت فرعون ما پيروزيم» (قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ).
بسيارى از مفسران، نوشتهاند: آنها موادى همچون «جيوه» در درون اين طنابها و عصاها قرار داده بودند كه با تابش آفتاب، و گرم شدن اين ماده فوق العاده فرّار، حركات مختلف و سريعى به آنها دست داد.
اين حركات مسلماً راه رفتن نبود، ولى با تلقينهائى كه ساحران به مردم كرده بودند، و صحنه خاصى كه در آنجا به وجود آمده بود، اين چنين در چشم مردم مجسم مىشد كه اين موجودات جان گرفتهاند و مشغول حركتند! (تعبير «سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ» يعنى چشم مردم را سحر كردند، نيز اشاره به همين معنى است و همچنين تعبير «يُخَيَّلُ إِلَيْهِ» يعنى در نظر موسى عليه السلام چنين منعكس شد،