تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢
تفسير:
موسى عليه السلام نيز به ميدان مىآيد
ساحران ظاهراً متحد شده، عزم را جزم كردند كه با موسى عليه السلام به مبارزه برخيزند، هنگامى كه گام به ميدان نهادند، «گفتند: اى موسى اول تو وسائل سحرت را مىافكنى يا ما نخستين باشيم»؟! «قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى».
بعضى از مفسران گفتهاند: اين پيشنهاد ساحران دائر به پيشگام شدن موسى عليه السلام يا خودشان، يك نوع احترام از جانب آنها نسبت به موسى عليه السلام بود، و شايد همين امر بود كه زمينه توفيق ايمان آوردن آنها را بعد از اين ماجرا فراهم آورد.
ولى اين موضوع بسيار بعيد به نظر مىرسد؛ چرا كه آنها با تمام قدرت مىكوشيدند: موسى عليه السلام و معجزه او را درهم بشكنند، بنابراين، تعبير فوق شايد براى اين بوده كه: اعتماد به نفس خود را در برابر تودههاى مردم اظهار نمايند.
***
ولى موسى عليه السلام بى آن كه عجلهاى نشان بدهد؛ چرا كه به پيروزى نهائى خود كاملًا اطمينان داشت، و حتى قطع نظر از آن در اين گونه مبارزهها، معمولًا برنده كسى است كه پيشقدم نمىشود، لذا، به آنها «گفت: شما اول بيفكنيد»! «قالَ بَلْ أَلْقُوا».
بدون شك، اين دعوت موسى عليه السلام از آنها به مبارزه در واقع مقدمهاى بود براى آشكار شدن حق، و از نظر موسى عليه السلام نه تنها امر قبيحى نبود، بلكه مقدمه واجب محسوب مىشد.
ساحران، نيز پذيرفتند و آنچه عصا و طناب براى سحر كردن با خود آورده