تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
كارى است كه همه قلدران انجام مىدهند، بنابراين، بيرون رفتن بنى اسرائيل- طبق خواسته موسى عليه السلام- يعنى قدرت يافتن اين ملت، و در اين صورت تاج و تخت فراعنه به خطر مىافتاد.
نكته ديگر اين كه: در همين عبارت كوتاه، فرعون، موسى عليه السلام را متهم به سحر كرد، همان اتهامى كه به همه پيامبران در برابر معجزات روشنشان زدند.
همان گونه كه در سوره «ذاريات» آيات ٥٢ و ٥٣ مىخوانيم: كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ* أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ:
«هيچ پيامبرى، قبل از اينها نيامد جز اين كه: گفتند: ساحر است يا ديوانه؟ آيا اين (تهمت و افترا) را به يكديگر توصيه مىكردند (كه همگى در آن همصدا بودند) بلكه آنها قومى طغيانگرند».
اين موضوع نيز قابل تذكر است كه: دامن زدن به احساسات «ميهندوستى» در اين گونه مواقع، كاملًا حساب شده بوده است؛ زيرا غالب مردم، سرزمين و وطنشان را همانند جانشان دوست دارند، لذا در پارهاى از آيات قرآن، اين دو در رديف هم قرار گرفتهاند: وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ:
«اگر ما بر آنها فرض كرده بوديم خود را به كشتن دهيد و يا از وطن و خانه خود بيرون رويد تنها عده كمى از آنها عمل مىكردند». «١»
***
فرعون سپس اضافه كرد: گمان نكن ما قادر نيستيم همانند اين سحرهاى تو را بياوريم، «يقيناً بدان به همين زودى سحرى همانند آن براى تو خواهيم آورد»