تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤
است كه در آغاز دعوت به فرعون ارائه داد، «معجزه عصا» و «يد بيضا» و «محتواى دعوت جامع آسمانيش» كه خود دليل زندهاى بر حقانيتش بود.
و لذا بعد از اين ماجرا به مسأله مبارزه ساحران با موسى عليه السلام و اعجازهاى تازه او برخورد مىكنيم.
***
اكنون ببينيم فرعون طغيانگر، مستكبر و لجوج در برابر موسى عليه السلام و معجزات او چه گفت، و او را چگونه- طبق معمول همه زمامداران زورگو- متهم ساخت؟ «گفت: اى موسى! آيا آمدهاى كه ما را از سرزمين و وطنمان با سحرت، بيرون كنى»؟! «قالَ أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى».
اشاره به اين كه: ما مىدانيم مسأله نبوت و دعوت به توحيد، و ارائه اين معجزات، همگى توطئه براى غلبه بر حكومت و بيرون كردن ما و قبطيان از سرزمين آباء و اجدادىمان است، منظور تو، نه دعوت به توحيد است و نه نجات بنى اسرائيل، منظور، حكومت است و سيطره بر اين سرزمين و بيرون راندن مخالفان!.
اين تهمت، درست همان حربهاى است كه همه زورگويان و استعمارگران در طول تاريخ داشتهاند، كه هر گاه خود را در خطر مىديدند، براى تحريك مردم به نفع خود، مسأله خطرى كه مملكت را تهديد مىكرد، پيش مىكشيدند مملكت يعنى حكومت اين زورگويان و موجوديتش يعنى موجوديت آنها!
بعضى از مفسران معتقدند: اصلًا آوردن بنى اسرائيل به مصر و نگهدارى آنها در اين سرزمين، تنها براى استفاده از نيروى كار آنها در شكل بردگان نبود بلكه، در عين حال مىخواستند، آنها كه قومى نيرومند بودند، قدرت پيدا نكنند مبادا تبديل به كانون خطرى شوند، دستور كشتن پسران آنها نيز تنها به خاطر ترس از تولد موسى نبود، بلكه براى جلوگيرى از قدرت و قوت آنها بود، و اين