تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤
تكذيب كنند و از فرمان خدا روى بگردانند!
هنگامى كه فرعون اين سخنان را شنيد نخستين عكسالعملش اين بود گفت: «بگوئيد ببينم پروردگار شما كيست اى موسى»؟ «قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى».
عجيب اين كه: فرعون مغرور و از خود راضى حتى حاضر نشد بگويد پروردگار من كه شما مدعى هستيد، كيست؟ بلكه گفت: پروردگار شما كيست؟
***
موسى عليه السلام بلافاصله معرفى بسيار جامع و در عين حال كوتاهى از پروردگار كرده: «گفت: پروردگار ما همان كس است كه به هر موجودى آنچه لازمه آفرينش او بوده است داده، و سپس او را در مراحل هستى رهبرى و هدايت فرموده است» «قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى».
در اين سخن كوتاه، موسى عليه السلام اشاره به دو اصل اساسى از آفرينش و هستى مىكند كه: هر يك، دليل مستقل و روشنى براى شناسائى پروردگار است:
نخست اين كه: خداوند به هر موجودى آنچه نياز داشته بخشيده است، اين همان مطلبى است كه درباره آن مىتوان كتابها نوشت، بلكه كتابها نوشتهاند.
اگر ما اندكى درباره گياهان و جاندارانى كه در هر منطقهاى زندگى مىكنند، اعم از پرندگان، حيوانات دريائى، حشرات و خزندگان دقت كنيم، خواهيم ديد:
هر كدام هماهنگى كامل با محيط خود دارند و آنچه مورد نيازشان است در اختيارشان مىباشد.
ساختمان پرندگان آن چنان است كه از نظر شكل و وزن و حواس مختلف، آنها را براى پرواز آماده مىكند، و ساختمان جانوران اعماق درياها نيز همين گونه است.