تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١
٣- پاسخ به يك سؤال
ممكن است براى بعضى با مطالعه آيات فوق، اين سؤال پيدا شود كه: چرا موسى عليه السلام با آن وعدههاى الهى، باز هم دچار نگرانى، ترديد و دلهره مىشود؟ تا آنجا كه خداوند به او صريحاً مىگويد: برويد من همه جا با شما هستم، همه سخنان را مىشنوم، و همه چيز را مىبينم، و هيچ جاى نگرانى نيست.
پاسخ اين سؤال، از اينجا روشن مىشود كه: اين مأموريت به راستى مأموريت بسيار سنگينى بود، موسى عليه السلام كه ظاهراً يك چوپان است، مىخواهد تنها با برادرش به جنگ مرد قلدر، زورمند و سركشى برود كه بزرگترين قدرتهاى آن زمان در اختيار او بوده است، و تازه مأموريت دارد، اولين دعوت را از خود فرعون شروع كند، نه اين كه، نخست به سراغ ديگران برود و لشگر و يار و ياور فراهم آورد، بلكه بايد نخستين جرقه را بر قلب فرعون بزند، اين به راستى مأموريت بسيار پيچيده و فوق العاده مشكلى بوده است.
به علاوه ما مىدانيم: علم و آگاهى مراتبى دارد، بسيار مىشود انسان چيزى را يقيناً مىداند، اما مايل است به مرحله علم اليقين و اطمينان عينى برسد، همان گونه كه ابراهيم عليه السلام با ايمان قاطعش نسبت به معاد از خدا تقاضا كرد، صحنهاى از زنده شدن مردگان را در اين جهان با چشم خود ببيند تا اطمينان خاطر بيشترى پيدا كند.
***