تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥
هدفگيرى شما قبل از همه، به سوى آنها باشد.
درست است كه «هارون» در آن موقع در آن بيابان حاضر نبود، و به طورى كه مفسران گفتهاند: خداوند او را از اين ماجرا آگاه ساخت، و او به استقبال برادرش موسى عليه السلام براى انجام اين مأموريت، به بيرون «مصر» آمد.
ولى به هر حال، هيچ مانعى ندارد كه دو نفر مخاطب قرار گيرند و مأموريت براى انجام كارى پيدا كنند، در حالى كه تنها يكى حاضر باشد، و در تعبيرات فارسى روزانه نيز از اين نمونه بسيار داريم، مثل اين كه: مىگوئيم: «تو و برادرت كه فردا از سفر مىآيد نزد من آئيد».
***
آنگاه طرز برخورد مؤثر با فرعون را در آغازكار، به اين شرح، بيان مىفرمايد، براى اين كه بتوانيد در او نفوذ كنيد و اثر بگذاريد «با سخن نرم با او سخن بگوئيد، شايد متذكر شود، يا از خدا بترسد» «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى».
فرق ميان «يَتَذَكَّرُ» و «يَخْشى» در اينجا اين است كه: اگر با سخن نرم و ملايم با او روبرو شويد، و در عين حال مطالب را با صراحت و قاطعيت بيان كنيد، يك احتمال اين است كه او دلائل منطقى شما را از دل بپذيرد و ايمان آورد، احتمال ديگر اين كه لااقل از ترس مجازات الهى در دنيا يا آخرت و بر باد رفتن قدرتش، سر تسليم فرود آورد و با شما مخالفت نكند.
البته احتمال سومى نيز وجود دارد و آن اين كه: نه متذكر شود و نه از خدا بترسد، بلكه راه مخالفت و مبارزه را پيش گيرد كه با تعبير «لَعَلَّ» (شايد) به آن اشاره شده است، و در اين صورت نسبت به او اتمام حجت شده است، و در هيچ حال، اجراى اين برنامه بىفايده نيست.