تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠
رسالت مقدر بود، به اينجا آمدى» «ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى».
كلمه «قَدَر» به گفته بسيارى از مفسران، به معنى زمانى است كه مقدر شده بود موسى به رسالت برگزيده شود، ولى بعضى ديگر آن را به معنى «مقدار» گرفتهاند، همان گونه كه در بعضى از آيات قرآن نيز، به همين معنى آمده است. «١»
طبق اين تفسير، معنى جمله چنين خواهد بود: اى موسى! بعد از اين فراز و نشيبها، امتحانات گوناگون و زندگى ممتد در جوار پيامبر بزرگى همچون «شعيب» پرورش يافتى، سرانجام داراى قدر و مقام و شخصيتى شدى كه آماده پذيرش وحى گشتى.
***
سپس اضافه مىكند: «من تو را براى خودم پرورش دادم و ساختم «وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي».
براى وظيفه سنگين دريافت وحى، براى قبول رسالت، براى هدايت و رهبرى بندگانم، تو را پرورش دادم و در كورانهاى حوادث آزمودم و نيرو و توان بخشيدم و اكنون كه اين مأموريت بزرگ بر دوش تو گذارده مىشود از هر نظر ساخته شدهاى!.
«إِصْطِناع» از ماده «صنع» به معنى «اصرار و اقدام مؤكد براى اصلاح چيزى است» (آن گونه كه راغب در مفردات گفته است) يعنى تو را از هر نظر اصلاح كردم، گوئى براى خودم مىخواهم، و اين محبتآميزترين سخنى است كه خداوند در حق اين پيامبر بزرگ فرموده و به گفته بعضى شبيه سخنى است كه حكماء گفتهاند: إِنَّ اللَّهَ تَعالى إِذا أَحَبَّ عَبْداً تَفَقَّدَهُ كَما يَتَفَقَّدُ الصَّدِيْقُ صَدِيْقَهُ:
«خداوند هنگامى كه بندهاى را دوست دارد، آن چنان از او تفقد مىكند كه