تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨
٤- تسبيح و ذكر
چنان كه در آيات فوق خوانديم، موسى عليه السلام هدف نهائى خواستههاى خود را اين قرار مىدهد كه: «تو را بسيار تسبيح گوئيم و تو را بسيار ياد نمائيم».
روشن است «تسبيح» به معنى پيراستن خداوند از تهمت «شرك و نقائص امكانى» مىباشد، و نيز روشن است منظور موسى عليه السلام آن نبوده كه جمله «سبحان اللّه» را پشت سر هم تكرار كند، بلكه هدف پياده كردن حقيقت آن در جامعه آلوده آن زمان بوده است، بتها را برچيند، بتخانهها را ويران كند، مغزها را از افكار شركآلود بشويد، و نقائص مادى و معنوى را برطرف سازد.
به دنبال آن، ذكر خدا، ياد او، ياد صفات او را در دلها زنده كند، و صفات الهى را در سطح جامعه پرتوافكن سازد، تكيه بر كلمه «كَثِيراً» نشان مىدهد كه:
مىخواهد آن را همگانى و عمومى و از اختصاص به دايره محدودى خارج سازد.
***
٥- پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و تكرار خواستههاى موسى عليه السلام
از رواياتى كه در كتب دانشمندان اهل سنت و تشيع وارد شده، استفاده مىشود پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز همين مسائل را كه موسى عليه السلام براى پيشبرد اهدافش از خدا خواسته بود، تمنا كرد، با اين تفاوت كه: به جاى نام «هارون»، نام «على» عليه السلام را نهاده، چنين عرض كرد: أَللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما سَأَلَكَ أَخِى مُوسى أَنْ تشْرَحَ لِى صَدْرِى، وَ أَنْ تُيَسِّرَ لِى أَمْرِى، وَ أَنْ تُحَلَّ عُقْدَةً مِنْ لِسانِى، يَفْقَهُوا قَوْلِى وَ اجْعَلْ لِى وزِيراً مِنْ أَهْلِى، عَلِيّاً أَخِى، أُشْدُد بِهِ أَزْرِى، وَ أَشْرِكْهُ فِى أَمْرِى، كَى نُسَبِّحَكَ كَثِيْراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيْراً، إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيْراً:
«پروردگارا! من از تو همان تقاضا مىكنم كه برادرم موسى تقاضا كرد، از تو