تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤
سال قبل از وفات موسى، دنيا را ترك گفت. «١»
او از پيامبران مرسل بود، چنان كه در آيه ٤٥ سوره «مؤمنون» مىخوانيم: «ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ».
و نيز داراى نور و روشنائى باطنى و وسيله تشخيص حق از باطل بود چنان كه در آيه ٤٨ سوره «انبياء» مىخوانيم: «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً».
بالاخره او پيامبرى بود كه خداوند از باب رحمتش به موسى عليه السلام بخشيد «وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيّاً». «٢»
او دوش به دوش برادرش موسى در انجام اين رسالت سنگين، تلاش مىكرد.
درست است كه موسى عليه السلام در آن شب تاريك، در آن وادى مقدس، كه اين تقاضا را از خدا به هنگام دريافت فرمان رسالت مىكند، بيش از ده سال از وطن خود دور مانده بود، ولى قاعدتاً ارتباطش به طور كامل از برادرش در اين مدت قطع نشده بود، كه با اين صراحت و روشنى از او سخن مىگويد و از درگاه خدا تقاضاى شركت او در اين برنامه بزرگ مىكند.
***
سپس موسى هدف خود را از تعيين هارون به وزارت و معاونت چنين بيان مىكند: «خداوندا! پشتم را با او محكم كن» «اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي».
«أَزْر» در اصل، از ماده «ازار» به معنى لباس گرفته شده است، مخصوصاً به