تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣
باشد، گفته شده است.
به هر حال، يك رهبر و پيشواى موفق و پيروز كسى است كه علاوه بر سعه فكر و قدرت روح، داراى بيانى گويا و خالى از هر گونه ابهام و نارسائى باشد.
***
و از آنجا كه رساندن اين بار سنگين به مقصد، (بار رسالت پروردگار، رهبرى انسانها و مبارزه با طاغوتها و جبّاران) نياز به يار و ياور دارد، و به تنهائى ممكن نيست، چهارمين تقاضاى موسى عليه السلام از پروردگار اين بود:
«خداوندا! وزير و ياورى از خاندانم براى من قرار ده» «وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي».
«وَزِير» از ماده «وزر» در اصل، به معنى بار سنگين است، و از آنجا كه وزيران بسيارى از بارهاى سنگين را در كشوردارى بر دوش دارند، اين نام بر آنها گذارده شده است. و نيز كلمه «وزير» به معاون و ياور اطلاق مىشود.
اما اين كه: موسى عليه السلام تقاضا مىكند: اين وزير از خانواده او باشد دليلش روشن است؛ چرا كه هم شناخت بيشترى نسبت به او خواهد داشت، و هم دلسوزى فراوانتر، چه خوب است انسان با كسى بتواند همكارى كند كه پيوندهاى روحانى و جسمانى، آنان را به هم مربوط ساخته است.
***
آنگاه مخصوصاً انگشت روى برادر خويش گذاشت و عرضه داشت: «اين مسئوليت را به برادرم هارون بده» «هارُونُ أَخِي».
هارون: طبق نقل بعضى از مفسران، برادر بزرگتر موسى عليه السلام بود و سه سال با او فاصله سنى داشت، قامتى بلند و رسا، زبانى گويا و درك عالى داشت و سه