تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١
«جانشينى كه از من ارث ببرد، و همچنين وارث آل يعقوب باشد، پروردگارا اين جانشين مرا مورد رضايت خود قرار ده» «يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً».
***
نكتهها:
١- منظور از «ارث» در اينجا چيست؟
مفسران اسلامى، بحث فراوانى پيرامون پاسخ سؤال فوق كردهاند، گروهى معتقدند: «ارث» در اينجا ارث در اموال است، و گروهى، آن را اشاره به مقام نبوت دانستهاند.
بعضى نيز، اين احتمال را دادهاند: منظور معنى جامعى است كه هر دو را شامل مىشود.
بسيارى از دانشمندان شيعه، معنى اول را انتخاب كردهاند در حالى، كه جمعى از علماى تسنن، معنى دوم را، و بعضى مانند «سيد قطب» در «فى ظلال» و «آلوسى» در «روح المعانى» معنى سوم را.
كسانى كه آن را منحصر به ارث مال دانستهاند، به ظهور كلمه «ارث» در اين معنى استناد كردهاند؛ زيرا اين كلمه هنگامى كه مجرد از قرائن ديگر بوده باشد، به معنى ارث مال است، و اگر مىبينيم در پارهاى از آيات قرآن در امور معنوى به كار رفته، مانند آيه ٣٢ سوره «فاطر»: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا:
«ما كتاب آسمانى را به بندگان برگزيده خود به ارث منتقل كرديم» به خاطر قرائنى است كه در اين گونه موارد وجود دارد.
به علاوه، از پارهاى از روايات استفاده مىشود كه در آن زمان بنى اسرائيل