تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣
و از آنجا كه مايل بود سخنش را با محبوب خود كه براى نخستين بار در را به روى او گشوده است ادامه دهد، و نيز از آنجا كه شايد فكر مىكرد تنها گفتن اين عصاى من است كافى نباشد، بلكه، منظور بازگو كردن آثار و فوائد آن است، اضافه كرد: «من بر آن تكيه مىكنم» «أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها».
«و برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرو مىريزم» «وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي». «١»
علاوه بر اين، «فوائد و نتايج ديگرى نيز در آن دارم» «وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى». «٢»
البته پيدا است، عصا براى صاحبان آن چه فوائدى دارد، گاهى از آن به عنوان يك وسيله دفاعى در مقابل حيوانات موذى و دشمنان استفاده مىكنند، گاهى در بيابان به توسط آن سايهبان مىسازند، گاه ظرفى به آن بسته و از نهر آب مىكشند.
به هر حال، موسى در تعجب عميقى فرو رفته بود كه در اين محضر بزرگ اين چه سؤالى است، و من چه جوابى دارم مىگويم، آن فرمانهاى قبل چه بود؟
و اين استفهام براى چيست؟
***
ناگهان «به او فرمان داده شد اى موسى! عصايت را بيفكن»! «قالَ أَلْقِها يا مُوسى».
***
«موسى فوراً و بدون فوت وقت، عصا را افكند، ناگهان مار عظيمى شد و