تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠
در اطراف آن است فرا مىگيرد.
از سوى ديگر، شعلههاى آتش درخشندگى خاصى دارد، و از دور جلب توجه مىكند.
و از سوى سوم، هنگامى كه آتش محلى را فرا گرفت چيزى كه از آن باقى مىماند همان خاكسترها است.
«زكريا» فراگيرى پيرى و سفيدى تمام موى سرش را، به شعلهور شدن آتش و درخشندگى آن، و خاكستر سفيدى را كه بر جاى مىگذارد، تشبيه كرده است، و اين تشبيهى است بسيار رسا و زيبا.
آنگاه مىافزايد: «پروردگارا من هرگز در دعاهائى كه كردهام از درگاه تو محروم باز نگشتم» «وَ لَمْأَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيّاً».
تو همواره در گذشته مرا به اجابت دعاهايم عادت داده و هيچ گاه محرومم نساختهاى، اكنون كه پير و ناتوان شدهام، سزاوارترم كه دعايم را اجابت فرمائى و نوميد بازنگردانى.
در حقيقت «شقاوت» در اينجا به معنى تعب و رنج است، يعنى من هرگز درخواستههايم از تو به زحمت و مشقت نمىافتادم؛ چرا كه به سرعت مورد قبول تو واقع مىگشت.
***
سپس، حاجت خود را چنين شرح مىدهد: «پروردگارا! من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (ممكن است دست به فساد بيالايند) و همسرم نازا است، از نزد خودت ولى و جانشينى به من ببخش» «وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِىَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً».
***