تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩
يادآورى دارد، با وسيلهاى كه در فاصلههاى مختلف زمانى، خدا و رستاخيز و دعوت پيامبران و هدف آفرينش را به ياد او آورد و از غرق شدن در گرداب غفلت و بىخبرى حفظ كند، نماز اين وظيفه مهم را بر عهده دارد.
انسان صبحگاهان از خواب برمىخيزد، خوابى كه او را از همه چيز اين جهان بيگانه كرده، مىخواهد برنامه زندگى را شروع كند، قبل از هر چيز به سراغ نماز مىرود، قلب و جان خود را با ياد خدا صفا مىدهد، از او نيرو و مدد مىگيرد، آماده سعى و تلاش توأم با پاكى و صداقت مىگردد.
باز هنگامى كه غرق كارهاى روزانه شد، و چند ساعتى گذشت و چه بسا ميان او و ياد خدا جدائى افتاد، ناگاه ظهر مىشود و صداى مؤذن را مىشنود: اللّه أكبر! ... حى على الصلوة!: «خدا از همه چيز برتر است، برتر از آن است كه توصيف شود ... بشتاب به سوى نماز».
به سراغ نماز مىرود، در برابر معبود خود به راز و نياز مىايستد، و اگر گرد و غبار غفلتى بر قلب او نشسته، آن را شستشو مىدهد اينجا است كه خدا در نخستين دستورات در آغاز وحى به موسى عليه السلام مىگويد: نماز را بر پا دار تا به ياد من باشى.
جالب اين كه: اين آيه مىگويد: نماز را بر پا دار! تا به ياد من باشى، اما در آيه ٢٨ سوره «رعد» مىگويد: «ذكر خدا مايه اطمينان و آرامش دلها است» (أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ).
و در آيات ٢٧ تا ٣٠ سوره «فجر» مىفرمايد: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً* فَادْخُلِي فِي عِبادِي* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي:
«اى نفس مطمئنه به سوى پروردگارت بازگرد* در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود* در زمره بندگانم درآى* و در بهشتم گام