تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
حركت كرد. «١»
اكنون دنباله ماجرا را از زبان قرآن مىشنويم:
***
«هنگامى كه موسى عليه السلام نزد آتش آمد، صدائى شنيد كه او را مخاطب ساخته مىگويد: اى موسى!» «فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى».
***
«من پروردگار توام، كفشهايت بيرون آر، كه تو در سرزمين مقدس «طوى» هستى» «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً».
از آيه ٣٠ سوره «قصص» استفاده مىشود كه: موسى عليه السلام اين ندا را از سوى درختى كه در آنجا بود شنيد: «نُودِىَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْا يْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ».
از مجموع اين دو تعبير استفاده مىشود: موسى هنگامى كه نزديك شد آتش را در درون درخت (مفسران مىگويند درخت عناب بوده) مشاهده كرد، و اين خود قرينه روشنى بود كه اين آتش، يك آتش معمولى نيست، بلكه، اين نور الهى است كه نه تنها درخت را نمىسوزاند، كه با آن هماهنگ و آشنا است، نور حيات است و زندگى!.
موسى عليه السلام با شنيدن اين نداى روحپرور: «من پروردگار توام» هيجان زده شد، و لذت غير قابل توصيفى سرتاپايش را احاطه كرد، اين كيست كه با من سخن مىگويد؟ اين پروردگار من است، كه با كلمه «رَبُّكَ» مرا مفتخر ساخته، تا به من نشان دهد كه: در آغوش رحمتش از آغاز طفوليت تاكنون پرورش يافتهام و آماده رسالت عظيمى شدهام.