تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٦
مفسران گفتگو بسيار است:
بعضى گفتهاند: «سرّ» آن است كه انسان با ديگرى به طور پنهانى بازگو مىكند و «أَخْفى» آن است كه در دل نگهداشته و به كسى نمىگويد.
بعضى گفتهاند: «سرّ» آن است كه انسان در دل دارد، و «أَخْفى» آن است كه به فكر كسى نرسيده است، اما خدا از آن آگاه است.
بعضى ديگر گفتهاند: «سرّ» عملى است كه مخفيانه انجام مىدهد، و «أَخْفى» نيتى است كه به دل دارد.
بعضى گفتهاند: «سرّ» به معنى اسرار مردم است، و «أَخْفى» اسرارى است كه در ذات پاك خدا است.
در حديثى از امام باقر عليه السلام و صادق عليه السلام مىخوانيم: «سرّ آن است كه در دل پنهان نمودهاى و أَخْفى آن است كه به خاطرت آمده اما فراموش كردهاى». «١»
اين حديث، ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه: آنچه را انسان، ياد مىگيرد به مخزن حافظه سپرده مىشود، منتها گاهى ارتباط انسان با گوشهاى از اين مخزن، قطع مىگردد و حالت نسيان به او دست مىدهد لذا اگر با وسيلهاى يادآورى بشود، كاملًا آن را مطلب آشنائى مىبيند.
بنابراين آنچه را انسان فراموش كرده، مخفىترين اسرار او است كه در زواياى حافظه پنهان گشته و ارتباطش موقتاً يا براى هميشه قطع شده است.
ولى به هر حال، مانعى ندارد كه تمام تفسيرهائى كه در بالا گفته شد در مفهوم وسيع كلمه سرّ و أَخْفى جمع باشد.
به اين ترتيب، ترسيم روشنى از علم بىپايان پروردگار شده است و از مجموع آيات فوق شناخت اجمالى نسبت به نازل كننده قرآن در ابعاد