تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
مىباشد، مثلًا مىگوئيم: فلان كس را از تخت فرو كشيدند، يعنى به قدرت و حكومتش پايان دادند، يا در عربى مىگوئيم: ثل عرشه: «تختش فرو ريخت». «١»
به هر حال، بسيار كودكانه است اگر كسانى بخواهند از اين تعبير توهم جسميت خداوند را بكنند.
***
به دنبال «حاكميت» خدا بر عالم هستى از «مالكيت» او سخن مىگويد:
«آنچه در آسمانها، در زمين، در ميان اين دو، و در زير خاكها و اعماق زمين وجود دارد، همه از آن اوست» «لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْا رْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى».
«ثَرى» در اصل به معنى «خاك مرطوب» است و از آنجا كه تنها قشر روى زمين بر اثر تابش آفتاب و وزش باد، مىخشكد ولى طبقه زيرين غالباً مرطوب است به اين طبقه، «ثرى» گفته مىشود و به اين ترتيب، «ما تَحْتَ الثَّرى» به معنى اعماق زمين و جوف آن است كه همه آنها مملوك مالك الملوك و خالق عالم هستى است.
تا به اينجا سه ركن از اركان صفات پروردگار بيان شده بود، ركن اول «خالقيت»، ركن دوم «حاكميت» و ركن سوم «مالكيت» او است.
در آيه بعد، به چهارمين ركن يعنى «عالميت» او اشاره كرده، مىگويد: «او آن قدر احاطه علمى دارد كه اگر سخن آشكارا بگوئى مىداند، و اگر مخفى كنى نيز مىداند، و حتى مخفىتر از مخفى را نيز آگاه است» «وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى».
در اين كه منظور از «أَخْفى» (مخفىتر از سرّ) در اينجا چيست؟ در ميان