تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
در آيه بعد، هدف نزول قرآن را چنين شرح مىدهد: «ما قرآن را جز براى يادآورى كسانى كه از خدا مىترسند نازل نكرديم» «إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى».
تعبير به «تَذْكِرَة» از يكسو و «مَنْ يَخْشى» از سوى ديگر، اشاره به واقعيت انكارناپذيرى دارد:
تذكره، و يادآورى نشان مىدهد كه خمير مايه همه تعليمات الهى، در درون جان انسان و سرشت او وجود دارد، و تعليمات انبياء آن را بارور مىسازد، آن چنان كه گوئى مطلبى را يادآورى مىكند.
نمىگوئيم، تمام علوم و دانشها را انسان قبلًا مىدانسته و از خاطر برده و نقش تعليم در اين جهان نقش يادآورى است (آن چنان كه از افلاطون نقل مىكنند) بلكه، مىگوئيم: مايه اصلى آنها در سرشت آدمى نهفته است (دقت كنيد).
«مَنْ يَخْشى» نشان مىدهد، تا يك نوع احساس مسئوليت كه قرآن نام آن را «خشيت و ترس» گذاشته، در آدمى نباشد، پذيراى حقايق نخواهد شد؛ چرا كه قابليت قابل هم در بارور شدن هر بذر و دانهاى شرط است، و در حقيقت اين تعبير، شبيه چيزى است كه در آغاز سوره «بقره» مىخوانيم: هُدىً لِلْمُتَّقِيْن: «قرآن مايه هدايت پرهيزكاران است».
***
سپس، به معرفى خداوندى كه «نازل كننده قرآن» است مىپردازد، تا از طريق شناخت او، عظمت قرآن آشكارتر شود، مىگويد: «اين قرآن، از سوى كسى نازل شده است كه خالق زمين و آسمانهاى بلند و برافراشته است» «تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْا رْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى». «١»