تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢
مىخوانيم «طه» از اسامى پيامبر است و معنى آن: «يا طالِبَ الحَقِّ، الهادِىَ إِلَيْه: «اى كسى كه طالب حقى، و هدايت كننده به سوى آنى».
از اين حديث، چنين برمىآيد كه: «طه» مركب از دو حرف رمزى است «طا» اشاره به «طالب الحق» و «ها» اشاره به «هادى اليه» مىباشد.
مىدانيم استفاده از حروف رمزى و علائم اختصارى در زمان گذشته و حال، فراوان بوده است، مخصوصاً كه در عصر ما بسيار مورد استفاده است.
آخرين سخن، در اين زمينه اين كه: كلمه «طه» مانند «يس» بر اثر گذشت زمان، تدريجاً به صورت «اسم خاص» براى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله درآمده است، تا آنجا كه آل پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز «آل طه» مىگويند، و از حضرت مهدى عليه السلام در دعاى «ندبه» «يابن طه» تعبير شده است.
***
پس از آن مىگويد: «ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى» «ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى».
درست است كه عبادت و جستجوى قرب پروردگار، از طريق نيايش، از بهترين كارها است، ولى هركار، حسابى دارد، عبادت هم حساب دارد، نبايد آن قدر بر خود تحميل كنى كه پاهايت متورم گردد، و نيرويت براى تبليغ و جهاد كم شود.
بايد توجه داشت «تَشْقى» از ماده «شقاوت» بر ضد «سعادت» است، ولى همان گونه كه «راغب» در «مفردات» مىگويد: گاه مىشود كه اين ماده به معنى رنج و تعب مىآيد و در آيه فوق، منظور همين معنى است همان گونه كه شأن نزولها نيز حكايت از آن مىكند.
***