تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١
اگر اينها دليل بر شخصيت و مقامشان در پيشگاه خدا بود، چرا به چنان سرنوشت شومى گرفتار شدند؟!
زرق و برق دنيا آن چنان ناپايدار است كه با نسيم مختصرى نه تنها دفترش به هم مىخورد، بلكه گاهى طومارش درهم پيچيده مىشود.
«قَرْن»- همان گونه كه در گذشته (جلد پنج صفحه ١٥٦) گفتهايم- معمولًا به معنى يك زمان طولانى است، ولى چون از ماده «اقتران» به معنى نزديكى گرفته شده است، به قوم و جمعيتى كه در يك زمان جمعاند نيز گفته مىشود.
***
سپس هشدار ديگرى به آنها مىدهد كه: به آنها بگو گمان نكنيد اى ستمگران بىايمان، اين مال و ثروت شما مايه رحمت است، بلكه چه بسا، اين دليل عذاب الهى باشد: «كسى كه در گمراهى است و اصرار بر ادامه اين راه دارد، خداوند به او مهلت مىدهد، و اين زندگى مرفه همچنان ادامه مىيابد» «قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدّاً».
«تا زمانى كه وعدههاى الهى را با چشم خود ببينند: يا عذاب اين دنيا يا عذاب آخرت» «حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ».
«آن روز است كه خواهند دانست، چه كسى مكان و مجلسش بدتر و چه كسى لشكرش ناتوانتر است» «فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً».
در حقيقت اين گونه افراد منحرف، كه ديگر قابل هدايت نيستند (توجه داشته باشيد، قرآن مىگويد: «مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ» كه اشاره به استمرار در گمراهى است) براى اين كه دردناكترين مجازات الهى را ببينند، گاهى خداوند آنها را در نعمتها غوطهور مىسازد، كه هم مايه غرور و غفلتشان مىشود، و هم عذاب الهى سلب نعمتها را دردناكتر مىكند، اين همان چيزى است كه در