تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١
گاهى قطعه شعرى بسيار عالى مىسرائيم و يا خط بسيار زيبائى مىنويسيم، اما بعداً هر چه تلاش مىكنيم، مثل آن را نمىتوانيم انجام دهيم.
پاسخى را كه ما براى اين سؤال انتخاب كردهايم اين است: درست است كه ما اعمال خود را از روى اراده و اختيار انجام مىدهيم، ولى گاهى يك سلسله امور غير اختيارى در بعضى از ويژگىهاى افعال ما اثر مىگذارد، لرزش نامحسوس دست ما، گاه در شكل دقيق حروف مؤثر است، و از اين گذشته، قدرت و استعداد ما هميشه يكسان نيست، گاه عواملى پيش مىآيد كه: تمام نيروى درونى ما را بسيج مىكند، و ما مىتوانيم به اصطلاح شاهكارى بيافرينيم، ولى گاه عوامل محركه ضعيف است و تمام نيروى ما بسيج نمىشود، به همين دليل، كار مرتبه دوم به خوبى مرتبه اول انجام نمىگيرد.
ولى خداوندى كه قدرتش بىانتها است، اين گونه مسائل براى او مطرح نيست، هر كارى را انجام دهد عين آن را بىكم و كاست مىتواند تكرار كند.
***
در آيه بعد، با لحن بسيار قاطع، منكران معاد و گنهكاران بىايمان را تهديد مىكند، و مىگويد: «قسم به پروردگارت كه ما همه آنها را با شياطينى كه آنان را وسوسه مىكردند، و يا معبودشان بودند، محشور مىكنيم» «فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّياطِينَ».
«سپس همه آنها را گرداگرد جهنم در حالى كه به زانو درآمدهاند حاضر مىكنيم» «ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيّاً».
اين آيه نشان مىدهد: دادگاه افراد بىايمان و گنهكار در نزديكى جهنم است!.
تعبير «جِثِيّاً» (با توجه به اين كه «جِثِىّ» جمع «جاثى» به معنى كسى است كه بر سر زانو نشسته) شايد اشاره به ضعف، ناتوانى، ذلت و زبونى آنها باشد، گوئى قدرت ندارند بر سر پا بايستند، البته اين كلمه معانى ديگرى هم دارد: از جمله