تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
حال كه چنين است و همه خطوط به او منتهى مىشود، «تنها او را پرستش كن» «فَاعْبُدْهُ».
عبادتى توأم با توحيد و اخلاص، و از آنجا كه در اين راه- راه بندگى، اطاعت و عبادت خالصانه خدا- مشكلات و سختىها فراوان است، اضافه مىكند: «و در راه عبادت او صابر و شكيبا باش» «وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ».
و در آخرين جمله مىگويد: «آيا مثل و مانندى براى خداوند پيدا مىكنى»؟
«هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً».
اين جمله، در حقيقت دليلى است بر آنچه در جمله قبل آمده، يعنى مگر براى ذات پاكش شريك و مانندى هست كه دست به سوى او دراز كنى و او را پرستش نمائى؟!
كلمه «سَمِىّ» گرچه به معنى «همنام» است، ولى روشن است: منظور در اينجا تنها نام نيست، بلكه محتواى نام است، يعنى آيا كسى غير از خدا، خالق، رازق، محيى، مميت، عالم و قادر به همه چيز و بر همه چيز، پيدا خواهى كرد؟
***