تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣
بهشتيان يكنواخت نمىباشد، بلكه، هر روز و هر صبح و شام موهبت جديد و لطف تازهاى شامل حالشان مىشود؟
و آيا مفهوم اين سخن آن نيست كه: در آنجا سير تكاملى انسان ادامه خواهد داشت هر چند اعمال تازهاى در آنجا انجام نمىدهد؟ ولى با مركبى كه از معتقدات و اعمالش در اين جهان فراهم ساخته، سير تكاملى خود را ادامه خواهد داد.
***
پس از توصيف اجمالى بهشت و نعمتهاى مادى و معنوى آن، بهشتيان را در يك جمله كوتاه معرفى كرده، مىگويد: «اين همان بهشتى است كه ما به ارث به بندگان پرهيزگار مىدهيم» «تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيّاً».
و به اين ترتيب، كليد درِ بهشت با تمام آن نعمتها كه گذشت چيزى جز «تقوا» نيست.
گر چه تعبير به «عِبادِنا» (بندگان ما) اشاره اجمالى به ايمان و تقوا دارد، ولى اينجا جائى نيست كه به اشاره اجمالى اكتفا شود، بلكه، با صراحت بايد اين حقيقت بيان گردد كه: بهشت تنها جاى پرهيزكاران است.
باز در اينجا به كلمه «إِرْث» برخورد مىكنيم كه: معمولًا به اموالى گفته مىشود كه: از كسى به ديگرى بعد از مرگش، انتقال مىيابد، در حالى كه بهشت مال كسى نبوده و ظاهراً انتقالى در كار نيست.
پاسخ اين سؤال را از دو راه مىتوان گفت:
١- «ارث» از نظر لغت، به معنى تمليك آمده است و منحصر به انتقال مالى از ميت به بازماندگانش، نمىباشد.
٢- در حديثى، از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم: ما مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ لَهُ مَنْزِلٌ فِى