تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥
مصاديق آن محسوب مىشود و در هر زمان و مكانى، مصداق يا مصداقهائى داشته و دارد.
به همين جهت، در آيه ٦٩ سوره «نساء» نيز مشاهده مىكنيم كه مشمولين نعمتهاى خدا را منحصر به پيامبران ندانسته، بلكه «صديقين» و «شهدا» را نيز بر آن مىافزايد: (فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ).
در آيه ٧٥ سوره «مائده» نيز از مريم مادر عيسى عليه السلام به عنوان «صِدّيقه» تعبير مىكند و مىگويد، «وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ».
***
سپس، از گروهى كه از مكتب انسانساز انبياء جدا شدند، و پيروانى ناخلف از آب در آمدند، سخن مىگويد و قسمتى از اعمال زشت آنها را بر شمرده مىگويد: «بعد از آنها فرزندان ناشايستهاى روى كار آمدند كه نماز را ضايع كردند، و از شهوات پيروى نمودند كه به زودى مجازات گمراهى خود را خواهند ديد» «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً».
«خَلْف» (بر وزن برف) به معنى فرزندان ناصالح و به اصطلاح «ناخلف» است در حالى كه «خَلَف» (بر وزن صدف) به معنى فرزند صالح است.
اين جمله ممكن است اشاره به گروهى از بنى اسرائيل باشد كه: در طريق گمراهى گام نهاده، خدا را فراموش كردند، پيروى از شهوات را بر ذكر خدا ترجيح دادند، جهان را پر از فساد نمودند و سرانجام به نتيجه اعمال سوء خود در دنيا رسيدند و در آخرت نيز خواهند رسيد.
در اين كه: منظور از «اضاعه صلاة» در اينجا ترك نماز است و يا تأخير از