تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢
پاسخ به يك سؤال
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه: چگونه در اين آيه، موهبت وجود «اسماعيل» عليه السلام، نخستين فرزند بزرگوار ابراهيم عليه السلام اصلًا مطرح نشده، با اين كه نام «يعقوب» كه نوه ابراهيم عليه السلام است صريحاً آمده است؟
و در جاى ديگر از قرآن وجود «اسماعيل»، ضمن مواهب ابراهيم عليه السلام بيان شده آنجا كه از زبان ابراهيم عليه السلام مىگويد: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ:
«ستايش خدائى را كه در پيرى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد». «١»
پاسخ اين سؤال چنين است: علاوه بر اين كه در دو سه آيه بعد، نام «اسماعيل» عليه السلام و بخشى از صفات برجسته او مستقلًا آمده است، منظور از آيه فوق آن است كه ادامه و تسلسل نبوت را در دودمان ابراهيم عليه السلام بيان كند و نشان دهد، چگونه اين حسن شهرت، نام نيك و تاريخ بزرگ او به وسيله پيامبرانى كه از دودمان او يكى بعد از ديگرى به وجود آمدند، تحقق يافت، و مىدانيم:
پيامبران بسيارى از دودمان اسحاق و يعقوب عليهما السلام در طول اعصار و قرون به وجود آمدهاند، هر چند از دودمان اسماعيل عليه السلام نيز بزرگترين پيامبران، يعنى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله قدم به عرصه هستى گذارد، ولى تسلسل و تداوم در فرزندان اسحاق بود.
لذا در آيه ٢٧ سوره «عنكبوت» مىخوانيم: وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ: «ما به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و در دودمان او نبوت و كتاب آسمانى قرار داديم».
***