تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١
اما بر عكس، خداوند به خاطر ايثارها، فداكارىها و استقامتشان در اداى رسالتى كه بر عهده داشتند آن چنان آنها را بلند آوازه ساخت كه همواره بر زبانهاى مردم جهان قرار داشته و دارند، و به عنوان اسوه و الگوئى از خداشناسى و جهاد و پاكى و تقوا و مبارزه و جهاد شناخته مىشوند.
«لِسان» در اين گونه موارد، به معنى يادى است كه از انسان در ميان مردم مىشود و هنگامى كه آن را اضافه به «صْدق» كنيم و «لسان الصدق» بگوئيم، معنى ياد خير، نام نيك و خاطره خوب در ميان مردم است.
و هنگامى كه با كلمه «عَلِيّاً» كه به معنى عالى و برجسته است ضميمه شود، مفهومش اين خواهد بود كه: خاطره بسيار خوب از كسى در ميان مردم بماند.
ناگفته پيدا است ابراهيم عليه السلام نمىخواهد با اين تقاضا، خواهش دل خويش را برآورد، بلكه هدفش اين است: دشمنان نتوانند تاريخ زندگى او را كه فوق العاده انسانساز بود، به بوته فراموشى بيفكنند، و او را كه مىتواند الگوئى براى مردم جهان باشد، براى هميشه از خاطرهها محو كنند.
در روايتى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: لِسانُ الصِّدْقِ لِلْمَرْءِ يَجْعَلُهُ اللَّهُ فِي النَّاسِ خَيْرٌ مِنَ الْمالِ يَأْكُلُهُ وَ يُورثُهُ:
«خاطره خوب و نام نيكى كه خداوند براى كسى در ميان مردم قرار دهد، از ثروت فراوانى كه هم خودش بهره مىگيرد، و هم به ارث مىگذارد، بهتر و برتر است». «١»
اصولًا، قطع نظر از جنبههاى معنوى، گاهى حسن شهرت، در ميان مردم، مىتواند براى انسان و فرزندانش سرمايه عظيمى گردد، كه نمونههاى آن را فراوان ديدهايم.