روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧١٢ - فصل ششم در آداب و تدبير منجمان و مهندسان و ارباب علوم تعليميه كه آن را علوم رياضيه خوانند
شما به آن مىكنم. خ
ايشان نظر در طالع و دلايل كردند و گفتند: خ سؤال شما از حملى[١] است از غير انسان. خ گفت: خ چنين است. بگوييد كه چه چيز است؟ خ فكر بسيارى[٢] كردند و گفتند:
خ از حمل بقره سؤال كردهايد.[٣] خ گفت: خ چنين است. چه مىزايد[٤]؟ خ گفتند: خ ثورى. خ گفت: خ به چه نحو است؟ خ ابو جعفر گفت: خ سياه خواهد بود، و در روى او بياضى خواهد بود. خ و آن منجّم ديگر گفت: خ سياه است، و در دم او بياضى خواهد بود. خ
موفق[٥] گفت: خ بقره را حاضر كنيد[٦]. خ حاضر ساختند، نزديك به زاييدن بود. گفت:
خ ذبحش كنيد. خ ذبح كردند و شكمش را شكافتند و ثور كوچك سياهى بيرون آوردند كه طرف دم او سفيد بود و دم او پيچيده شده بود بر روى او. موفق[٧] و حاضران تعجّب نمودند و در حقّ منجّمان احسان وافى نمودند. خ
و هم راوى مذكور نقل كند كه، «در حضرت موفّق بوديم. حاضر ساخت ابا معشر و آن منجّم ديگر را و[٨] گفت: خ با من جنسى هست. بگوييد كه چه چيز است؟ خ بعد از ملاحظه طالع و ادلّه، آن منجم گفت: خ از ميوههاست. خ و ابو معشر گفت: خ از جنس حيوان است. خ موفّق تحسين آن منجّم كرد و به ابو معشر گفت: خ تو خطا كردى. خ و سيبى بود، بينداخت و ابو [٢٨٦/ چ] معشر متحيّر شد و فكر بسيار در آن طالع و دلايل كرد.
آنگاه، آن سيب را برداشت و بشكافت و گفت: خ اللّه اكبر! خ در ميان آن سيب كرم بود.
موفّق تعجّب نمود و جايزه عظيمى به او داد.»
منقول[٩] از ربيع الابرار زمخشرى[١٠] شده كه زنى از كتّاب را انگشترى گم
[١] - مج:« عملى».
[٢] - چ:« بسيار».
[٣] - همان:« كردهاى».
[٤] - مج:« چه چيز آمد».
[٥] - چ:« موافق».
[٦] - همان:« بقره حاضر كنند».
[٧] - همان:« موافق».
[٨] - چ ندارد.
[٩] - در همان بعد از« منقول» كلمه« است» آمده است.
[١٠] - ابو القاسم محمود بن عمر، مشهور به زمخشرى، متكلم و فقيه و لغوى از دانشمندان ايرانى كه در سال ٤٦٧ ق.
در خوارزم متولد شد. براى طلب دانش به نقاط مختلفى همچون مكّه و بغداد سفر كرد. بزرگترين اثر او تفسير قرآنى است كه به الكشّاف عن حقائق التنزيل معروف شد و آن را در سال ٥٢٨ ق. به پايان آورده بود. كتاب ربيع الابرار فيما يسر الخواطر و الافكار او به همراه كتابهاى نوابغ الكلم و أطواق الذهب آثار سهگانه وى داراى ارزش ادبى هستند. وى به سال ٥٣٨ ق. در خوارزم ديده از جهان فروبست. درباره او نك: بروكلمان، كارل؛« الزمخشرى» در دائرة المعارف الاسلامية، ج ١٠، صص ٤٠٣ تا ٤١٠.