روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٧ - فصل اول در بيان احتياج آدميان در زندگانى كردن به پادشاهان
حكمتها و مصلحتها، چون اين زمان كه حضرت صاحب الزّمان و خليفة الرّحمان- عليه صلوات الملك المنّان- چون آفتاب در حجاب سحاب[١] پنهان است، اگر پادشاهى عادل مدبّر كه كدخدايى و رياست اين جهان نمايد در ميان خلق نباشد، كار اين جهان به فساد و اختلال انجامد و منتظم نشود و هيچكس را تعيّش ممكن نباشد، بلكه لابدّ و ناچار ضرور است خلق را از پادشاهى كه به عدل زندگانى نمايد و پيروى سيرت و سنّت امام اصلى كند و در دفع شرّ ظالمان بكوشد و هركس را در مرتبه استحقاق خود نگاه دارد و حفظ رعايا و زيردستان كه امانات جناب احديّتند نمايد، و مؤمنان و شيعيان را از شرّ طغيان و استيلاى كفّار و مخالفين دين محافظت نمايد، و ترويج شعار شرع و ملّت بهجا آورد و اهل علم و تقوا و دين را تقويت كند و اهل باطل و بدعت و تلبيس را دفع كند، و طمع در اموال رعايا نكند و ايشان را، و اموال ايشان را، ادوات فسق و لهو نسازد، و امر معروف و نهى منكر بهجا آورد، و در امنيّت راهها بكوشد و سرحدها را به مردم كاردان ضبط نمايد.
مجملا، هرگاه پادشاه در مقام آن باشد كه به قدر وسع و توانايى پيروى امام اصل كند و سنن مرضيّه شرع را در همه باب مطاع سازد و به قانون معدلت عمل نمايد، چندان فوايد و منافع بر وجود او مترتّب است كه قلم و زبان را وسع بيان آن نيست. و آن پادشاه را به جناب احديّت كمال قرب است و دعاى او به استجابت نزديك است و حسننيّت او مثمر ثمرات بسيار است و خلق از عهده مجازات انعام او برنمىتوانند آمد، و او به حسب حقيقت روح اين جهان است.
اين است مجملى در بيان فوايد و منافع وجود پادشاهان عادل.
[١] - ابر.