روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٣١ - فصل چهارم در تدبير آداب سلوك پادشاه نسبت به وزراى عالىمقدار و آداب و شرايط ايشان
در اصلاح آن كار كند و به لطايف تدبير اظهار عذر خود نمايد.
ديگر، كارى نيكو كه كند منّت بر پادشاه نگذارد و آن را حواله به همّت و قوّت اقبال پادشاه نمايد.
ديگر، با دوست و دشمن طريق مروّت و مدارا و مواسا مسلوك دارد و دست از حلم و تحمّل برندارد. و در كلام شريف حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- مذكور است كه، «نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل[١]» يعنى: «نيمه عاقل كشيدن و برداشتن بارها و مؤنتها و رنجهاست، و نصفى تغافل است.» غرض آن است كه بر عاقل لازم است كه بارها و غرامتهاى بسيار متحمّل شود و بسيارى از امور را به تغافل بگذراند.
ديگر، بايد كه مردمان قابل مهمّات را بيكار نگذارد و چند شغل به يك كس حواله ننمايد و دو كس را مشغول به شغل نسازد كه هيچكدام حسن اهتمام مرعى نمىدارند و نيك و بدكار در عهده آن ديگر مىپندارند.
ديگر، دست از فراغت و عيش بردارد و از راحتطلبى هجرت نمايد و اوقات خود را مستغرق فكر و تدبير و عمل سازد.
ديگر، در كارها انديشه بسيار كند، خصوصا در مهمّات خصوم و دشمنان و امور متعلّق به پادشاهان بيگانه كه اگر خللى رودهد، دو آفت دارد: يكى قوّت جانب خصوم، ديگر خشم و سخط پادشاه.
ديگر، در تفحّص و تجسّس و استعلام از امور، خصوصا دشمنان و خصمان ملك و خصمان خود، اهتمام بسيار نمايد كه هيچچيز در دفع آفت خصوم ابلغ از اطّلاع بر مكايد ايشان نيست.
ديگر، از صحبت مردم بد محترز باشد، و مردم احمق و خاين و طامع و دروغگوى و متّهم به اعمال زشت را به خود راه ندهد و از ايشان دورى لازم داند و بيشتر صحبت او با اخيار و افاضل و عقلا بوده باشد.
ديگر، در كارها با مخصوصان كه به مزيد عقل و دانش اختصاص داشته باشند و امين و محرم اسرار باشند مشاورت مىنموده باشد، و معجب و مستبدّ به رأى خود نباشد.
[١] - غرر الحكم، ج ٦، ص ١٧٣.